سیاست کشورها در زمینه ساختمان های سبز
مقاله های پربازدید
سیاست کشورها در زمینه ساختمان های سبز
مقدمه
با رشد سریع شهرنشینی و افزایش تأثیرات تغییرات اقلیمی، ساختمانهای سبز بهعنوان یکی از مهمترین راهکارهای کاهش مصرف انرژی، بهینهسازی منابع و کاهش اثرات زیستمحیطی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفتهاند. این نوع ساختمانها که بر پایه اصول طراحی پایدار، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش ضایعات ساختمانی و بهینهسازی مصرف آب و انرژی ساخته میشوند، میتوانند به کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بهبود کیفیت هوا و افزایش بهرهوری انرژی کمک کنند. اما میزان توسعه و اجرای سیاستهای مرتبط با ساختمانهای سبز در کشورهای مختلف به شدت متفاوت است و همین موضوع باعث ایجاد شکاف چشمگیری میان کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه شده است.
با رشد شهرنشینی و افزایش نگرانیها درباره تغییرات اقلیمی، ساختمانهای سبز بهعنوان راهکاری برای کاهش مصرف انرژی، بهینهسازی استفاده از منابع و کاهش اثرات زیستمحیطی مطرح شدهاند. ساختمانهای سبز، با بهرهگیری از فناوریهای نوین، طراحی پایدار و استفاده از منابع تجدیدپذیر، میتوانند سهم قابلتوجهی در کاهش آلودگی، بهبود بهرهوری انرژی و افزایش کیفیت زندگی ایفا کنند. در این میان، سیاستهای دولتها نقش کلیدی در توسعه و ترویج این نوع ساختمانها دارد.
کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه هر یک رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفتهاند. کشورهای توسعهیافته مانند ایالات متحده، آلمان و سوئد، با اجرای قوانین سختگیرانه، ارائه مشوقهای مالی و توسعه استانداردهای بینالمللی مانند LEED، BREEAM و DGNB، بهطور جدی در مسیر ساختمانسازی پایدار گام برداشتهاند. در مقابل، کشورهای درحالتوسعه مانند هند، برزیل و ایران، علیرغم تلاش برای گسترش ساختمانهای سبز، همچنان با چالشهایی مانند عدم حمایت کافی از سوی دولت، هزینههای بالا و نبود زیرساختهای لازم مواجه هستند.
در کشورهای توسعهیافته مانند ایالات متحده، آلمان، بریتانیا و سوئد، سیاستگذاری در حوزه ساختمانهای سبز از مدتها پیش آغاز شده و با قوانین سختگیرانه، استانداردهای بینالمللی و مشوقهای مالی همراه بوده است. این کشورها با استفاده از استانداردهای بینالمللی مانند LEED، BREEAM، Passivhaus و DGNB و اجرای طرحهای حمایتی مانند ارائه معافیتهای مالیاتی و یارانههای انرژی، توانستهاند رشد چشمگیری در این حوزه داشته باشند. از سوی دیگر، در کشورهای درحالتوسعه مانند هند، برزیل، آفریقای جنوبی و ایران، علیرغم افزایش آگاهی نسبت به اهمیت ساختمانهای سبز، چالشهای متعددی مانند کمبود منابع مالی، عدم تدوین قوانین الزامآور و ضعف در اجرای استانداردها مانع از رشد سریع این صنعت شدهاند.
یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده در میزان موفقیت سیاستهای ساختمانهای سبز، نقش دولتها در تدوین و اجرای مقررات زیستمحیطی، ارائه مشوقهای اقتصادی و فرهنگسازی عمومی است. در کشورهای توسعهیافته، دولتها با حمایت گسترده از فناوریهای نوین، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و تعیین استانداردهای ملی و بینالمللی، مسیر را برای رشد پایدار این صنعت هموار کردهاند. در مقابل، کشورهای درحالتوسعه معمولاً با موانعی نظیر کمبود بودجه، اولویت داشتن مسائل اقتصادی بر مسائل زیستمحیطی، و وابستگی به کمکهای بینالمللی دستوپنجه نرم میکنند که باعث کند شدن روند پیشرفت آنها در این زمینه شده است.
با توجه به این تفاوتها، مقایسه سیاستهای این دو گروه از کشورها در زمینه ساختمانهای سبز میتواند دیدگاه روشنی درباره چالشها و فرصتهای موجود ارائه دهد. در این مقاله، ضمن بررسی تفاوتهای اساسی میان سیاستهای کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه، به تحلیل عوامل تأثیرگذار بر توسعه ساختمانهای پایدار، تأثیر حمایتهای دولتی و اقتصادی، و همچنین راهکارهای پیشنهادی برای بهبود وضعیت این حوزه در کشورهای کمتر توسعهیافته خواهیم پرداخت. هدف اصلی این مقاله، ارائه تصویری جامع از سیاستهای جهانی در حوزه ساختمانهای سبز و بررسی راهکارهایی برای کاهش شکاف میان کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه در مسیر حرکت به سمت معماری پایدار است.
۱. سیاستهای کشورهای توسعهیافته در زمینه ساختمانهای سبز
۱.۱. قوانین و مقررات سختگیرانه
یکی از مهمترین ویژگیهای کشورهای توسعهیافته در زمینه ساختمانهای سبز، وضع قوانین و مقررات الزامآور برای کاهش مصرف انرژی و کاهش انتشار کربن است. برای مثال:
اتحادیه اروپا استانداردهایی مانند EPC (Energy Performance Certificate) را برای ارزیابی عملکرد انرژی ساختمانها اجباری کرده است.
آلمان با برنامه Energieeinsparverordnung (EnEV)، ساختمانها را ملزم به رعایت استانداردهای سختگیرانه در مصرف انرژی کرده است.
ایالات متحده از طریق مقررات انرژی ساختمانها (ASHRAE 90.1)، معیارهای دقیقی برای بهرهوری انرژی ساختمانها تعیین کرده است.
۱.۲. توسعه استانداردهای سبز
کشورهای توسعهیافته بهطور گسترده از استانداردهای بینالمللی ساختمانهای سبز استفاده میکنند. برخی از مهمترین این استانداردها عبارتاند از:
LEED (Leadership in Energy and Environmental Design) – رایجترین استاندارد در ایالات متحده و بسیاری از کشورهای جهان.
BREEAM (Building Research Establishment Environmental Assessment Method) – استاندارد بریتانیا که از دقیقترین معیارها برای طراحی پایدار استفاده میکند.
Passivhaus – استاندارد آلمانی برای ساختمانهای فوق کممصرف که میزان اتلاف انرژی را به حداقل میرساند.
۱.۳. مشوقهای مالی و حمایت دولتی
دولتهای کشورهای توسعهیافته معمولاً وامهای کمبهره، معافیتهای مالیاتی و یارانههای انرژیهای تجدیدپذیر را برای توسعه ساختمانهای سبز ارائه میدهند. برخی از نمونههای موفق عبارتاند از:
ایالات متحده: ارائه اعتبار مالیاتی برای ساختمانهای دارای گواهینامه LEED.
سوئد: یارانههای گسترده برای نوسازی ساختمانهای قدیمی و تبدیل آنها به ساختمانهای کممصرف.
دانمارک: سرمایهگذاری دولت در تحقیق و توسعه فناوریهای نوین برای بهبود عملکرد ساختمانهای سبز.
۲. سیاستهای کشورهای درحالتوسعه در زمینه ساختمانهای سبز
۲.۱. نبود قوانین سختگیرانه و نظارت محدود
بسیاری از کشورهای درحالتوسعه هنوز قوانین جامعی در زمینه ساختمانهای سبز تدوین نکردهاند یا قوانین موجود بهدرستی اجرا نمیشود. دلایل اصلی این وضعیت عبارتاند از:
نبود سیاستهای الزامآور و اجرایی برای طراحی و ساخت ساختمانهای کممصرف.
کمبود نظارت و کنترل دولتی در اجرای استانداردهای زیستمحیطی.
اولویت داشتن رشد اقتصادی بر پایداری زیستمحیطی در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه.
۲.۲. چالشهای مالی و هزینههای بالا
یکی از مهمترین موانع در کشورهای درحالتوسعه، هزینه بالای فناوریهای سبز و کمبود منابع مالی برای حمایت از پروژههای پایدار است. در این کشورها:
عدم دسترسی به منابع مالی کافی مانع از سرمایهگذاری در پروژههای بزرگ مقیاس میشود.
عدم ارائه مشوقهای مالی کافی از سوی دولت موجب کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری در ساختمانهای سبز میشود.
قیمت بالای فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر استفاده از آنها را برای بسیاری از شهروندان دشوار میکند.
۲.۳. توسعه استانداردهای داخلی با محدودیتهای اجرایی
برخی کشورهای درحالتوسعه تلاش کردهاند استانداردهای ملی خود را برای ساختمانهای سبز تدوین کنند، اما در بسیاری از موارد این استانداردها هنوز بهاندازه استانداردهای بینالمللی کارآمد نیستند. برای مثال:
هند سیستم رتبهبندی GRIHA (Green Rating for Integrated Habitat Assessment) را معرفی کرده است.
ایران برخی مقررات ملی ساختمان را بهینهسازی کرده، اما هنوز استانداردهای گستردهای مانند LEED و BREEAM ندارد.
برزیل برنامههایی برای استفاده از فناوریهای سبز در شهرهای بزرگ اجرا کرده، اما در شهرهای کوچکتر این سیاستها چندان موفق نبوده است.
نتیجه گیری
ساختمانهای سبز بهعنوان یکی از مهمترین راهکارهای کاهش مصرف انرژی و کاهش اثرات زیستمحیطی، در سطح جهانی اهمیت زیادی پیدا کردهاند. با توجه به بحرانهای زیستمحیطی، رشد جمعیت، و نیاز فزاینده به انرژی، توسعه و ترویج ساختمانهای پایدار به یکی از اولویتهای اصلی در سیاستهای کشورهای مختلف تبدیل شده است. اما همانطور که در این مقاله بررسی شد، شکاف قابلتوجهی میان سیاستهای کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه در زمینه ساختمانهای سبز وجود دارد. در حالی که کشورهای توسعهیافته با تدوین قوانین سختگیرانه، اجرای استانداردهای بینالمللی و ارائه مشوقهای مالی توانستهاند توسعه این نوع ساختمانها را تسریع کنند، بسیاری از کشورهای درحالتوسعه هنوز با چالشهایی نظیر کمبود بودجه، ضعف قوانین، و موانع فرهنگی و اجتماعی مواجه هستند.
کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه رویکردهای متفاوتی در توسعه ساختمانهای سبز دارند. درحالیکه کشورهای توسعهیافته با قوانین سختگیرانه، استانداردهای جهانی و حمایتهای مالی قوی، توانستهاند تحول بزرگی در حوزه ساختوساز پایدار ایجاد کنند، کشورهای درحالتوسعه هنوز با چالشهای متعددی مانند کمبود منابع مالی، عدم تدوین قوانین جامع و ضعف در نظارت بر اجرای استانداردها مواجه هستند.
بااینحال، کشورهای درحالتوسعه میتوانند با استفاده از تجربیات موفق کشورهای توسعهیافته، برنامههای بهینهسازی مصرف انرژی، ارائه مشوقهای مالی، و افزایش آگاهی عمومی درباره مزایای ساختمانهای سبز را در اولویت قرار دهند. این رویکردها میتوانند روند حرکت به سمت معماری پایدار را تسریع کرده و تأثیر مثبتی بر محیط زیست و کیفیت زندگی مردم داشته باشند.
در کشورهای توسعهیافته، استانداردهایی مانند LEED، BREEAM، Passivhaus و DGNB نقش کلیدی در هدایت صنعت ساختوساز به سمت پایداری داشتهاند. این کشورها با استفاده از مشوقهای اقتصادی مانند معافیتهای مالیاتی، یارانههای انرژیهای تجدیدپذیر، و اعطای وامهای کمبهره، زمینه را برای سرمایهگذاری در فناوریهای پایدار فراهم کردهاند. علاوه بر این، فرهنگسازی و آموزشهای گسترده در این کشورها باعث شده است که هم مردم و هم سازندگان به اهمیت ساختوساز پایدار پی ببرند و در راستای اجرای آن قدم بردارند.
در مقابل، کشورهای درحالتوسعه با مشکلاتی نظیر کمبود منابع مالی، ضعف در تدوین و اجرای قوانین الزامآور، و نبود زیرساختهای مناسب روبهرو هستند. در بسیاری از این کشورها، سیاستهای زیستمحیطی معمولاً تحتالشعاع مشکلات اقتصادی و توسعهای قرار میگیرند و به همین دلیل، پیشرفت در زمینه ساختمانهای سبز کندتر از کشورهای توسعهیافته است. با این حال، برخی از این کشورها با کمک سازمانهای بینالمللی و استفاده از تجربه کشورهای پیشرفته، در حال حرکت به سمت توسعه پایدار هستند.
برای کاهش این شکاف و کمک به کشورهای درحالتوسعه در مسیر سبز شدن صنعت ساختمان، چندین اقدام ضروری است:
ایجاد قوانین الزامآور و استانداردهای بومی برای ساختمانهای سبز که متناسب با شرایط اقلیمی و اقتصادی هر کشور باشد.
توسعه مشوقهای مالی و اعتباری برای تشویق سرمایهگذاران و سازندگان به استفاده از فناوریهای پایدار.
توسعه همکاریهای بینالمللی و بهرهگیری از تجارب کشورهای توسعهیافته برای انتقال دانش و فناوری.
افزایش آگاهی عمومی و فرهنگسازی درباره اهمیت معماری پایدار و مزایای ساختمانهای سبز.
سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه به منظور ارائه راهکارهای نوین و مقرونبهصرفه برای ساختمانهای سبز.
در نهایت، آینده معماری و صنعت ساختمان به سمت پایداری و کاهش اثرات زیستمحیطی در حرکت است. هرچند کشورهای توسعهیافته در این مسیر جلوتر از کشورهای درحالتوسعه قرار دارند، اما با سیاستگذاریهای هوشمندانه و همکاریهای بینالمللی، میتوان این فاصله را کاهش داد و به سمت جهانی حرکت کرد که در آن، ساختمانهای سبز به استانداردی جهانی تبدیل شوند.